اخذ اقامت در ایران؛ وقتی نفوذ سیاسی به دکان پولسازی تبدیل میشود
خبرگزاری نوا | گزارش تحلیلی
برای شماری از شهروندان افغانستان بهویژه کارمندان نظام اسبق، خبرنگاران و افراد آسیب پذیر اخذ اقامت در ایران پس از سقوط نظام جمهوریت به یکی از مهمترین نگرانی ها در امور زندگی شان تبدیل شده است. برخی از این افراد با معرفی رهبران، احزاب و چهرههای با نفوذ سیاسی افغانستان توانستهاند اقامت یکساله که درج پاسپورت شان می شود، دریافت کنند؛ اما مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که اعتبار یکساله این اقامت به پایان میرسد.
بر اساس روایت شماری از دارندگان این نوع اقامت ها، هنگام مراجعه برای تمدید، اقامت آنان همیشه بهصورت مستقیم تمدید نمیشود و از آنان خواسته میشود دوباره به همان «معرف» مراجعه کنند؛ یعنی رهبر، حزب یا جریان سیاسیای که در ابتدا آنان را معرفی نموده و یا پاسپورت شانرا تحویل و بعداً اقامت شان را دریافت نموده است.
در چنین شرایطی، فرد مهاجر که آینده و امنیت خود و خانواده خود را به اقامت وابسته میبیند، ناچار میشود دوباره به شبکههای سیاسی و واسطهها مراجعه کند.
روند اعطای اقامت؛ از حمایت سیاسی تا معامله مالی:
موضوع زمانی حساستر میشود که برخی متقاضیان ادعا میکنند برای تمدید اقامت یکساله، علاوه بر هزینههای رسمی، با درخواست مبالغی در حدود ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ دالر روبهرو شدهاند.
برخی افراد میگویند این مبالغ از سوی واسطهها یا افرادی مرتبط با احزاب و رهبران سیاسی مطالبه میشود. در مقابل، وقتی درباره علت دریافت این پول پرسش میشود، پاسخ بعضی از این افراد این است که «پول را ما نمیگیریم» و مسئولیت آن متوجه بخش افغانستان جمهوری اسلامی ایران و یا افراد دیگری است.
حتی در برخی روایتها گفته شده که سهم بعضی رهبران یا واسطهها از این مبالغ حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد است.
اما پرسش اساسی همچنان بیپاسخ میماند:
اگر این پول رسمی است، تعرفه آن کجاست و چرا رسید رسمی ارائه نمیشود؟ و اگر رسمی نیست، چه کسی آن را دریافت میکند؟
حلقه مفقوده؛ شفافیت:
تمدید مدارک اقامتی اتباع افغانستان در ایران از مسیرهای رسمی و دفاتر خدمات اقامت و اشتغال اتباع خارجی انجام میشود. بنابراین، متقاضی باید بداند هزینه قانونی تمدید اقامت دقیقاً چقدر است و چه شرایطی برای تمدید وجود دارد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که در کنار روند رسمی، فرد برای حفظ اقامت خود مجبور شود دوباره به یک رهبر یا جریان سیاسی مراجعه کند و برای این معرفی نیز پول پرداخت کند.
در این حالت، اقامت از یک موضوع اداری به ابزاری برای اعمال نفوذ سیاسی و کسب درآمد تبدیل میشود.
چرا مهاجران سکوت میکنند؟
دلیل مهم سکوت بسیاری از افراد روشن است: ترس از دست دادن اقامت.
کسی که کارمند یا از قشر آسیب پذیر حکومت پیشین بوده و امکان بازگشت امن به افغانستان را ندارد، ممکن است حتی در برابر مطالبه پول نیز سکوت کند؛ زیرا اعتراض او میتواند به معنای به خطر افتادن اقامت و امنیت خانوادهاش باشد.
همین وضعیت، زمینه مناسبی برای سوءاستفاده از افراد آسیبپذیر ایجاد میکند.
پرسشهایی که نیاز به پاسخ دارند:
* آیا تمدید اقامت واقعاً به تأیید دوباره «معرف» سیاسی وابسته است؟
* مبلغ ۱۱۰۰ تا ۱۵۰۰ دالر بر چه اساسی از متقاضیان مطالبه میشود؟
* این پول به چه فرد یا نهادی پرداخت میشود؟
* آیا برای آن رسید رسمی صادر میشود؟
* نقش احزاب و رهبران سیاسی در این روند دقیقاً چیست؟
* اگر رهبران میگویند «دست ما نیست»، پس مسئول دریافت پول چه کسی است؟
* آیا مقامهای مسئول جمهوری اسلامی ایران از چنین روندی اطلاع دارند؟
اقامت نباید به ابزار باجگیری تبدیل شود:
معرفی و کمک به کارمندان و افراد آسیب پذیر حکومت پیشین افغانستان در شرایط بحرانی میتواند اقدامی انسانی و قابل درک باشد؛ اما این حمایت نباید به رابطهای دائمی تبدیل شود که سرنوشت اقامت مهاجر را به یک رهبر یا حزب سیاسی وابسته کند.
اگر دریافت اقامت و تمدید آن قانونی است، باید معیار، هزینه و روند آن شفاف باشد. اگر مبلغی غیر از هزینه رسمی دریافت میشود، باید روشن شود که این پول بابت چیست و چه کسی آن را دریافت میکند.
در نهایت، مسئله فقط چند صد یا چند هزار دالر نیست؛ مسئله، استفاده از آسیبپذیری مهاجران برای تبدیل نفوذ سیاسی به درآمد است.
اکنون انتظار میرود نهادهای مسئول در جمهوری اسلامی ایران، دفاتر کفالت و همچنین احزاب و شخصیتهایی که نامشان در این روند مطرح شده است، درباره این ادعاها توضیح روشن و مستند ارائه کنند.
نوا؛ صدای حقیقت، صدای مردم
