مردان اتاق جنگ در تهران؛ وقتی کلید امنیت و انرژی منطقه در دست ایران است
سیدحسین موسوی — آگاه امور بینالملل
سفر همزمان سه هیئت بلندپایه از عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به تهران، آن هم در روزهایی که سخن از حملهٔ قریبالوقوع به ایران است، یک رویداد عادی دیپلماتیک نبود. نکتهٔ کلیدی در ترکیب مسافران است: شهزاده خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان؛ فیلدمارشال عاصم منیر، فرماندهٔ ارتش پاکستان؛ و ابراهیم کالین، رئیس استخبارات ترکیه. در آستانهٔ جنگ، بهجای دیپلماتها، مردان اتاق جنگ به تهران آمدند و این خود گویای آن است که موضوع، فقط میانجیگری نبوده است.
هر یک از این سه کشور با زخمی آمده بود که درمانش از تهران میگذرد. عربستان درگیر جبههای فرسایشی در یمن است و این دیدار، نخستین تماس بلندپایه میان ایران و عربستان از زمانی است که دولت صنعا در ماه گذشته حملات خود را بر اهداف سعودی تشدید کرد. ریاض بهخوبی میداند که آرامش در مرزهای جنوبیاش، بیش از آنکه با تسلیحات غربی تأمین شود، به تفاهم با تهران گره خورده است.
پاکستان با بحران جدی گاز و انرژی دستوپنجه نرم میکند. این کشور روزانه حدود هفت هزار تُن گاز مایع از ایران وارد میکند و درست یک روز پیش از این سفر، بابک زنجانی اعلام کرد که صادرات گاز مایع را از پاکستان منحرف کرده و قیمت بالون گاز در آن کشور سی درصد بالا خواهد رفت؛ با این هدف آشکار که حکومت پاکستان دیگر مرز را نبندد. پیام روشن بود: قیمت گاز پایین نمیآید، مگر آنکه معادلهٔ سیاسی تغییر کند. ترکیه نیز که بخش قابلتوجهی از گاز مصرفیاش را سالها از ایران تأمین کرده، در جغرافیایی قرار دارد که هر اختلال در جریان انرژی و ترانزیت ایران، مستقیماً اقتصاد شکنندهاش را میلرزاند.
در سوی دیگر، امریکا، اسرائیل و همپیمانانشان با پیامدهای اقتصادی جنگ روبهرو شدهاند. بهای نفت از حدود ۷۲ دالر پیش از جنگ، بارها از مرز ۱۰۰ دالر گذشت و فشار گرانی سوخت و هزینههای زندگی در اروپا، از اعتراضات فرانسه و ایتالیا تا ناآرامیهای بروکسل، بازتاب یافت. این تحولات نشان میدهد که هزینههای جنگ تنها به میدان نبرد محدود نمانده و متحدان واشنگتن نیز زیر فشار اقتصادی و اجتماعی قرار گرفتهاند. همپیمانان عربی امریکا نیز دریافتهاند که چتر امنیتی غرب، نه در برابر حملات منطقهای کارایی کامل داشته و نه توانسته است از لرزش بازار انرژی جلوگیری کند.
درست در همین نقطه است که تصویر کامل میشود. این سه کشور برای میانجیگری به تهران نیامده بودند؛ آمده بودند تا برای امنیت مرزها، انرژی و زیرساختهای خود از پایتختی تضمین بگیرند که اهرمهای فشارش را بهروشنی نشان داده است. حتی تصمیم پیمان دفاعی مکه برای اجرای فوری تعهدات دفاع جمعی و استقرار نیروها در خاک عربستان، بیش از آنکه نشانهٔ قدرت باشد، نشانهٔ نگرانی ریاض از جبههای است که کلیدش در دست تهران است.
البته ایران نیز زیر محاصره و تهدید است و این گفتوگوها بدون اعلامیهٔ مشخصی پایان یافت و تنها بر ادامهٔ مذاکرات توافق شد. اما همین که فرماندهان سه قدرت نظامی منطقه، پیش از شلیک نخستین گلوله، راه تهران را در پیش گرفتند، یک واقعیت تازه را آشکار میکند: شرایط منطقه تغییر کرده و دیگر همهٔ معادلات در واشنگتن نوشته نمیشود. امروز برای امنیت و انرژی منطقه، آدرس تازهای وجود دارد و آن آدرس، تهران است.
