طالبان؛ سختگیری علیه زنان و بیتوجهی به امنیت مردم
واحد تحلیلی نوا
گزارشهایی دربارهٔ ورود دزدان مسلح به خانههای مردم در شهرهای کابل، هرات، جلالآباد و مزارشریف منتشر شده است؛ برخی شهروندان در کابل میگویند هنگام مراجعه به حوزههای پولیس طالبان، جهت شکایت، از سوی مسئولان پاسخ روشن و پیگیریهای مؤثری دریافت نمیکنند. در مواردی، به گفتهٔ مراجعهکنندگان، دوسیههایشان از یک حوزه به حوزهٔ دیگر حواله داده میشوند.
در مقابل، گزارشها و مشاهدات منتشرشده نشان میدهد نیروهای طالبان برای متوقفکردن و بازداشت زنان در سرکها حضور منظمتری دارند. زنان در برخی موارد در روز روشن متوقف و بازداشت میشوند، تلفنهایشان کنترول میشود و خانوادههایشان برای توضیح به حوزههای پولیس و ادارات امر به معروف احضار میگردند.
این تفاوت در نحوهٔ برخورد طالبان، این پرسشها را مطرح میکند که منابع و ظرفیتهای اجرایی طالبان چگونه اولویتبندی میشوند و آیا نظارت بر زنان، در مقایسه با رسیدگی به جرایم مسلحانه، با سرعت و حضور بیشتری انجام میشود؟
«پرسش بنیادی این است که توان طالبان به سود کدام گروهها و به زیان چه کسانی به کار میرود؟»
چرا زنان بیدفاع، در مواردی، آسانتر از افراد مسلح هدف اقدامات اجرایی قرار میگیرند؟
چند دلیل وجود دارد که به آنها میپردازیم.
دلیل نخست، زنان و دختران معمولاً سلاح ندارند و توقف شان برای نیرو ها و مأموران امر به معروف طالبان با خطر درگیری کمتری همراه است؛ در حالی که برخورد با دزدان و افراد مسلح میتواند به مقاومت و درگیری منجر شود.
دلیل دوم، نمایش قدرت است. گشتهای مربوط به حجاب و نیروهای امر به معروف، حضور و قدرت حکومت طالبان را بهصورت روزمره در برابر چشمان مردم به نمایش میگذارند؛ اما کشف جرم و مبارزه با باندهای مسلح و شبکههای جنایتکار، به تحقیقات، هماهنگی و پیگیری دوامدار نیاز دارد و معمولاً کمتر دیده میشود.
سوم، موضوع پول و کسب درآمد است. گزارشهایی دربارهٔ مطالبهٔ جریمههای بیست تا سی هزار افغانی از سوی مردم منتشر شده است؛ مبالغی که در شرایط دشوار اقتصادی میتواند فشار سنگینی بر خانوادهها وارد کند.
و دلیل چهارم، نوع نگاه حکومت طالبان به وظیفهٔ خودشان است؛ حکومتی که در عمل، بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای اجرایی خود را صرف نظارت بر رفتار و پوشش شهروندان، بهخصوص زنان و دختران، قرار داده است، در حالی که مردم دربارهٔ رسیدگی به جرایم و تأمین امنیت عمومی پاسخی روشن میخواهند.
زنانی که در مسیر شفاخانه، بازار یا رفتن به خانه متوقف، بازداشت یا تحقیر میشوند، ممکن است در آینده برای رفتوآمد یا دریافت خدمات ضروری شان با ترس و تردید روبهرو شوند؛ و این برای کنترول کردن و تحت فشار قرار دادن مردم و جامعه، روش مناسبی برای طالبان است.
فامیلهایی که در ادارهٔ امر به معروف طالبان با برخورد تحقیرآمیز مواجه می شوند، ممکن است اعتمادشان به مراجعهٔ رسمی برای دادخواهی کاهش یابد.
وقتی مردم احساس میکنند حکومت طالبان برای کنترل رفتار شان حضور و ظرفیت اجرایی دارند، اما دربارهٔ رسیدگی به شکایتهای امنیتی پاسخ روشن و قابلپیگیری ارائه نمیکنند، اعتماد شان به روند رسیدگی به شکایتهای امنیتی کاهش مییابد.
امنیت یعنی مردم از دزد مسلح نترسند؛ زن بتواند بدون ترس به شفاخانه برود؛ و شهروندان وقتی به حوزهٔ پولیس طالبان مراجعه میکنند، با درهای بسته و دوسیهای که از این اتاق به آن اتاق فرستاده میشود، روبهرو نشوند.
حکومتی که در برابر تخلفهای مربوط به پوشش و رفتوآمد زنان واکنش سریع نشان میدهد، اما دربارهٔ شکایتهای مربوط به سرقت مسلحانه و ناامنی پاسخ روشن و قابلسنجش ارائه نمیکند، ممکن است اقتدار خود را نشان دهد؛ اما اقتدار بدون پاسخگویی، امنیت پایدار ایجاد نمیکند.
امنیت یعنی قدرت حکومت در خدمت مردم باشد، روند رسیدگی به شکایتها روشن و قابلپیگیری باشد، و شهروندان در برابر قدرت حکومت طالبان از حقوق و حمایت مؤثر برخوردار باشند.
نوا؛ صدای حقیقت، صدای مردم
