طالبان؛ از تطهیر تیم مشهد تا واکنش تند تهران
واحد تحلیلی نوا
واکنش اخیر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران درباره وضعیت شیعیان افغانستان را میتوان، اتمام فصل پنهان کاری در واقعیت های موجود افغانستان فرض نمود، واقعیتی که چهره های دیپلماتیکی چون حسن مرتضوی معاون سفیر ایران در کابل خیلی سعی نمودند تا از افکار عمومی پنهان نگه دارند.
در رابطه با نوع تعامل ج.ا.ایران با طالبان در سالهای گذشته، حسن مرتضوی، معاون سفارت ایران در کابل، از جمله چهرههایی بود که به دلیل نوع تعامل اش با طالبان با انتقادهای جدی مواجه بوده و است. منتقدان معاون سفیر بر این باورند که مرتضوی بیش از آنکه رفتار و سیاستهای طالبان در قبال مردم افغانستان، بهویژه شیعیان و هزارهها، را مورد توجه قرار دهد، بر حفظ رابطه نزدیک با ساختار حاکم، تعامل سیاسی و گسترش مناسبات اقتصادی تأکید داشته است.
این انتقادها زمانی جدیتر شد که ارتباطات اقتصادی و سیاسی برخی افراد نزدیک به سفارت ایران با شماری از مقامهای طالبان به موضوع بحث در محافل سیاسی و رسانهای ایران و افغانستان تبدیل شد. منتقدان معتقدند که چنین مناسباتی میتواند زمینهساز رویکردی بیش از حد ملاحظهکارانه در برابر عملکرد طالبان شود.
حسن مرتضوی معاون سفیر در هفته های اخیر تلاش نمود، تصویری از طالبان ارائه کند که در آن، تعامل و همکاری بر اختلافات و نگرانیهای موجود غلبه داشته باشد. یعنی ادامه ی همان رویکرد تطهیر و سفیدنمایی طالبان در گذشته.
اما این بار مسائل و سناریو های اجرایی طالبان متفاوت از گذشته به عرصه ی میدانی تجلی پیدا نموده است، بدین معنا که حتی تطهیر، سفید نمایی، عضو محور مقاومت خواندن و… از سوی هر جریان شیعی مساوی با پشت دستی زدن بر دهان توسط طالبان است.
نمونه ی بارز این وضعیت را می توان در گزارشها و شکایتهای متعدد درباره ی مسدودیت ها و محدودیتهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی در جامعه شیعی افغانستان مشاهده نمود.
در شرایط حال ظاهراً تهران با وجود تمام مشکلات و شرایط جنگی که با جهان غرب دارد، در اینسو تحقیر و حقارت بیش از این بر خود و جامعه ی شیعه افغانستان را لازم نداسته و مجبور به واکنش شده است.
در همین چارچوب، اظهارات اخیر سخنگوی وزارت امور خارجه ایران درباره وضعیت شیعیان افغانستان اهمیّت پیدا میکند. به بیان دیگر، پس از آنکه تلاش ها و جانفشانی ها برای سفید نمایی و تطهیر طالبان با شکست افتضاح کننده رو به رو شد وزارت خارجه ایران ناچار شد تا مسئله ی شیعیان افغانستان را در سطح رسمی مطرح کند.
البته این تغییر لحن به معنای تغییر کامل سیاست ایران در قبال طالبان نیست. تهران همچنان دلایل مهمی برای حفظ رابطه با طالبان دارد، از امنیت مرزهای شرقی و مسئله مهاجران گرفته تا آب، تجارت، مبارزه با گروههای تروریستی تجمع یافته در افغانستان و منافع اقتصادی. اما همین ملاحظات، ایران را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است. از یک سو نمیخواهد رابطه خود با طالبان را به خطر بیندازد و از سوی دیگر نمیتواند نسبت به وضعیت شیعیان افغانستان، بهویژه در برابر فشار افکار عمومی، کاملاً سکوت کند.
در سوی دیگر، منتقدان عملکرد سفارت ایران در کابل معتقدند که ملاحظات اقتصادی و ارتباط با بخشهایی از ساختار طالبان بر مسائل دیگر مرتبط با افغانستان از سوی ج.ا.ایران سایه افکنده است و این به معنای تقدم منافع یک بخش و یک حلقه بر منافع عمومی دو ملّت افغانستان و ایران است که این بخش و حلقه مشخصاً بنام تیم قرارگاه انصار مشهور هستند.
برخی منابع به این باورند که رویکرد تیم انصار مشهد در رابطه با افغانستان تحت سلطه ی طالبان اقتصاد محور است اما باید گفت که دیپلماسی اقتصادی نیز زمانی قابل بحث است که در خدمت منافع عمومی و منافع ملّی دو کشور باشد اما اگر مناسبات اقتصادی با یک حکومت به قیمت چشمپوشی از رفتارهای مسئلهدار آن تمام شود، دیپلماسی از ابزار تأمین منافع ملی به ابزاری برای عادیسازی و مشروعیتبخشی به رفتارهای آن حکومت تبدیل خواهد شد.
از این رو، اعتبار موضع جدید تهران زمانی سنجیده خواهد شد که از سطح اظهار نظر فراتر برود. اگر ایران واقعاً نسبت به وضعیت افغانستان و شیعیان نگران است، این نگرانی باید در گفتوگوهای رسمی با طالبان نیز بازتاب پیدا کند و تهران از ظرفیت دیپلماتیک خود برای پیگیری امنیت مراکز مذهبی، آزادی مناسک و جلوگیری از تبعیض علیه شیعیان استفاده کند.
در غیر این صورت، موضعگیریهای رسمی وزارت خارجه ج.ا.ایران ممکن است صرفاً واکنشی برای مدیریت افکار عمومی تلقی شود، بهویژه پس از آنکه سیاست نزدیکی و تعامل گسترده با طالبان با انتقادهای فزایندهای روبهرو شده است.
افغانستان امروز برای سیاست خارجی ایران یک آزمون جدی است. تهران باید روشن کند که آیا رابطه با طالبان صرفاً ابزاری برای تأمین منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی است یا اینکه میتواند در کنار این رابطه، در مسائل کلان و ساختاری نیز به عنوان یک همسایه نزدیک دخیل و سهیم باشد.
نخستین گام در این مسیر هم جلوگیری و فاصله گرفتن از هرگونه تلاش برای سفیدنمایی طالبان توسط باند های داخلی در داخل خود ایران است.
از این منظر، واکنش اخیر وزارت خارجه ایران را میتوان نه پایان سیاست تعامل با طالبان، بلکه نشانهای از برخورد تهران با یک تناقض فزاینده دانست: حفظ رابطه با طالبان از یک سو و پاسخگویی به نگرانیهای شیعیان افغانستان و افکار عمومی از سوی دیگر. تناقضی که هرچه بیشتر ادامه یابد، هزینه ی سیاسی، امنیتی و مذهبی آن برای ایران نیز بیشتر خواهد شد.
