از ۸۰ یورو تا ۱۵۰۰ یورو؛ ویزای ایران در چنگ دلالان!
خبرگزاری نوا | گزارش ویژه
برای بسیاری از شهروندان افغانستان، سفر به ایران دیگر صرفاً یک سفر عادی نیست؛ گرفتن ویزا به یک روند پیچیده، پرهزینه و زمانگیر تبدیل شده است. فردی که برای تداوی، پیگیری یک دوسیه حقوقی، انجام امور اداری، دیدار خانواده، تحصیل یا حتی حل یک مشکل اقتصادی ناچار است به ایران سفر کند، گاهی پیش از آنکه با مأموران مرزی یا ادارههای مربوطه ایران روبهرو شود، با یک مانع بزرگتر مواجه میشود: دسترسی دشوار و غیرشفاف به ویزا.
وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران سامانه رسمی ویزای الکترونیکی را برای ثبت درخواست شهرواندان خارجی ایجاد کرده است و در این سامانه، درخواستهای سفر به ایران بهصورت آنلاین ثبت میشود. اما تجربه بسیاری از متقاضیان افغانستانی نشان میدهد که فاصله میان «وجود یک سامانه» و «دسترسی واقعی و عادلانه به خدمات» همچنان بسیار زیاد است.
از مصاحبه حضوری تا نوبت دهی دیجیتالی
در گذشته، روند درخواست ویزا برای بسیاری از متقاضیان افغانستانی، دستکم یک مزیت مهم داشت: امکان مراجعه حضوری و توضیح مستقیم هدف سفر.
متقاضی میتوانست در برابر مسئول کنسولی توضیح دهد که چرا میخواهد وارد ایران شود؛ برای تداوی، پیگیری دوسیه قضایی، انجام امور دانشگاهی، دیدار اعضای خانواده یا انجام یک کار اداری. اگر دلیل سفر قانعکننده بود و اسناد لازم وجود داشت، امکان صدور ویزا فراهم میشد و اگر شرایط کافی نبود، درخواست رد میشد.
اما با الکترونیکیشدن بخش مهمی از روند، این ارتباط مستقیم تا حد زیادی جای خود را به یک سامانه داده است؛ سامانهای که برای متقاضی افغانستانی، در بسیاری از موارد نهتنها راهحل نیست، بلکه خود به یک مانع تبدیل شده است.
مشکل زمانی جدیتر میشود که متقاضی اساساً نتواند درخواست خود را در زمان مناسب ثبت کند یا با محدودیتهایی در دسترسی به ظرفیتهای موجود روبهرو شود.
این در حالی است که اصل استفاده از سامانه آنلاین، اگر با شفافیت، ظرفیت کافی و دسترسی برابر همراه باشد، میتواند روند صدور ویزا را سادهتر و زمینه فساد را کمتر کند. بنابراین مسئله الزاماً «الکترونیکیشدن» نیست؛ مسئله نحوه مدیریت و دسترسی به این سامانه است.
ویزای زمینی؛ چرا مسیر ارزانتر باید دشوارتر باشد؟
یکی از مهمترین مشکلاتی که متقاضیان افغانستانی مطرح میکنند، دشواری دسترسی به ویزای زمینی است.
برای یک خانواده کمدرآمد یا فردی که برای یک کار ضروری و کوتاهمدت قصد سفر به ایران دارد، مجبورشدن به سفر هوایی هزینه سنگینی ایجاد میکند. قیمت تکت رفتوبرگشت طیاره، هزینه اقامت، ترانسپورت و سایر مخارج میتواند چندین برابر هزینه اصلی ویزا باشد.
این مسئله برای کسی که تنها چند روز برای پیگیری یک دوسیه حقوقی، مراجعه به یک اداره، انجام یک کار دانشگاهی یا تداوی به ایران نیاز دارد، منطقی به نظر نمیرسد.
چرا فردی که میتواند از مسیر زمینی و با هزینه کمتر وارد ایران شود، باید برای دریافت ویزا با موانعی روبهرو شود که عملاً او را به مسیر هوایی و پرهزینه سوق دهد؟
اگر نگرانی اصلی، کنترل امنیتی و مهاجرتی است، میتوان همین کنترل را در مرزهای زمینی نیز با سازوکارهای دقیق انجام داد. امنیت و سهولت خدمات الزاماً دو مفهوم متضاد نیستند.
وقتی ویزا از یک خدمت کنسولی به کالای واسطهای تبدیل میشود
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای این وضعیت، افزایش نقش واسطهها و شرکتهای خدمات سیاحتی است.
در اصل، متقاضی باید بتواند درخواست خود را از مسیر رسمی ثبت کند، هزینه رسمی را بپردازد و نتیجه درخواست را دریافت کند. سامانه رسمی وزارت خارجه ایران نیز امکان ثبت درخواست ویزا را فراهم کرده است و برای سازمانها و شرکتهای سیاحتی نیز مسیرهای جداگانهای در نظر گرفته شده است.
اما هنگامی که دسترسی مستقیم دشوار شود، بازار واسطهها بهطور طبیعی رشد میکند.
در چنین شرایطی، فردی که نمیتواند بهسادگی درخواست خود را ثبت کند، به شرکت یا فرد واسطه مراجعه میکند. از این نقطه، هزینه واقعی ویزا ممکن است با مبلغی که متقاضی پرداخت میکند فاصله بسیار زیادی پیدا کند.
گزارشهایی نیز در سالهای گذشته درباره افزایش قیمت ویزای ایران برای شهروندان افغانستان و مشکلات و اتهامهای مربوط به روند صدور ویزا منتشر شده است.
اینجا یک پرسش اساسی مطرح است:
اگر هزینه رسمی ویزا مشخص است، چرا یک شهروند افغانستانی باید برای دریافت همان ویزا چند برابر هزینه رسمی پرداخت کند؟
اگر مبلغ اضافی صرف خدمات واقعی و قانونی شرکتها میشود، باید نرخ و نوع خدمات کاملاً شفاف باشد.
اما اگر مبالغ هنگفت صرف «دلالی»، دسترسی غیررسمی یا ایجاد مسیرهای ویژه برای عبور از نوبت دهی معمول میشود، موضوع دیگر یک مشکل ساده خدماتی نیست؛ بلکه مسئلهای است که نیازمند بررسی جدی و نظارت رسمی است.
ادعای ارتباط واسطهها با کارمندان؛ اتهامی که باید بررسی شود
در میان متقاضیان، ادعاهایی درباره ارتباط برخی واسطهها یا شرکتها با افراد داخل ساختارهای کنسولی مطرح میشود؛ حتی گاهی گفته میشود که برخی افراد با استفاده از ارتباطات داخلی، روند دریافت ویزا را برای متقاضیان تسریع میکنند و در برابر آن مبالغ بسیار بالا دریافت میشود.
این ادعاها، بدون اسناد و تحقیقات مستقل، نباید بهعنوان واقعیت قطعی درباره افراد مشخص منتشر شود.
اما دقیقاً به همین دلیل، باید بررسی شوند.
اگر چنین ادعاهایی بیاساس است، بهترین راه برای رد آن، ایجاد شفافیت در روند صدور ویزاست. اگر هم تخلفی وجود دارد، مسئولیت نهادهای نظارتی است که آن را شناسایی و متوقف کنند.
راهحل، سکوت نیست؛ راهحل شفافیت، حسابرسی و نظارت مستقل است.
بیمار نباید برای اثبات بیماری خود گرفتار روند پیچیده ای اداری شود
مشکل دیگر مربوط به بیماران افغانستانی است.
فرد بیماری که برای تداوی به ایران مراجعه میکند، پیش از آنکه به داکتر برسد، ممکن است با مجموعهای از مراحل اداری و تأییدیهها روبهرو شود.
اگر هدف از این بررسی، جلوگیری از سوءاستفاده و اطمینان از واقعیبودن درخواست درمانی است، اصل آن قابل درک است. اما پرسش این است که چرا این روند نباید سریع، شفاف و قابل پیگیری باشد؟
بیمار واقعی، بهخصوص بیماری که توان اقتصادی محدودی دارد، نباید مجبور شود برای اثبات نیاز درمانی خود هفتهها درگیر روندهای پیچیده شود.
تداوی نباید به امتیاز ویژه تبدیل شود و بیماری نباید به یک پرونده اداری فرسایشی بدل شود.
مسئله فقط ویزا نیست؛ مسئله کرامت انسانی است
برای بسیاری از افغانستانیها، ایران یک مقصد دور و ناشناخته نیست. میلیونها شهروند افغانستان طی دههها با ایران پیوندهای خانوادگی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی داشتهاند.
در چنین شرایطی، برخورد با متقاضیان ویزا فقط یک مسئله اداری نیست؛ بخشی از مناسبات میان دو جامعه و دو کشور است.
البته جمهوری اسلامی ایران حق دارد ورود اتباع خارجی را مدیریت و کنترل کند. هیچ کشوری نمیتواند بدون سازوکارهای امنیتی و مهاجرتی مرزهای خود را مدیریت کند.
اما کنترل مرز با تحقیر متقاضی، ایجاد پیچیدگی غیرضروری یا وابستهکردن دسترسی به خدمات رسمی به واسطهها یکسان نیست.
اتخاذ سیاست سختگیرانه در برابر ورود غیرقانونی با ایجاد یک نظام شفاف برای افرادی که هدف مشخص، اسناد معتبر و نیاز واقعی به سفر دارند، تناقضی ندارد.
طالبان نیز نمیتواند در برابر این وضعیت سکوت کند
مسئولیت این وضعیت تنها متوجه جمهوری اسلامی ایران نیست.
حکومت طالبان نیز در برابر میلیونها شهروند افغانستان که برای تداوی، تجارت، تحصیل و امور خانوادگی به کشورهای همسایه سفر میکنند، مسئولیت دارد.
افغانستان باید از مسیرهای دیپلماتیک، موضوع مشکلات ویزا را با طرف ایرانی مطرح کند و خواستار ایجاد یک سازوکار روشن، قابل پیشبینی و عادلانه برای شهروندان افغانستان شود.
این موضوع نباید تنها زمانی مطرح شود که بحران ایجاد شده یا تعداد زیادی از شهروندان در پشت دروازههای سفارت و قونسلگریها تجمع کردهاند.
حقوق و منافع شهروندان افغانستان باید بخشی از گفتوگوهای رسمی کابل و تهران باشد.
راهحل چیست؟
ایران و حکومت طالبان میتوانند با همکاری یکدیگر چند اقدام مشخص را عملی کنند:
نخست: سامانه درخواست ویزا باید برای متقاضیان افغانستانی بهصورت شفاف و مستمر قابل دسترسی باشد و وضعیت ظرفیتها و زمان بازشدن درخواستها بهطور رسمی اعلام شود.
دوم: برای افرادی که دلایل مشخص و قابل اثبات دارند ــ از جمله بیماران، دانشجویان، صاحبان دوسیههای قضایی، تجار و افرادی که برای امور اداری ضروری سفر میکنند ــ مسیر مشخص و سریع ایجاد شود.
سوم: امکان درخواست ویزای زمینی برای افراد واجد شرایط باید بهصورت شفاف بررسی و فراهم شود؛ بهخصوص برای کسانی که توان پرداخت هزینه سفر هوایی را ندارند.
چهارم: هزینه رسمی ویزا، هزینه خدمات شرکتهای مجاز و تمام هزینههای جانبی باید بهطور عمومی اعلام شود تا متقاضی بداند دقیقاً برای چه چیزی پول پرداخت میکند.
پنجم: فهرست شرکتها و آژانسهای مجاز برای ارائه خدمات ویزا باید منتشر شود و دریافت مبالغ خارج از تعرفه رسمی قابل پیگیری باشد.
ششم: سازوکاری برای شکایت مستقیم متقاضیان از شرکتهای واسطه ایجاد شود؛ شکایتی که واقعاً بررسی شود و نتیجه آن نیز به شاکی اعلام گردد.
هفتم: برای بیماران، یک مسیر ویژه و سریع با تأیید مراکز درمانی معتبر ایجاد شود تا وضعیت پزشکی افراد در کوتاهترین زمان بررسی شود.
هشتم: روند رد درخواست ویزا تا حد امکان باید قابل فهم باشد. متقاضی باید بداند درخواستش در چه مرحلهای قرار دارد و در صورت رد، حداقل بداند که به چه دلیل یا بر اساس کدام نقص اسناد، درخواست او پذیرفته نشده است.
بازگشت به یک اصل ساده
مسئله اصلی این نیست که ایران باید به همه متقاضیان افغانستانی ویزا بدهد. چنین ادعایی نه منطقی است و نه ضروری.
مسئله این است که هرکس واجد شرایط است، باید بتواند بدون پرداخت پول به دلال، بدون استفاده از رابطه و بدون تحمل یک روند مبهم، درخواست خود را از مسیر رسمی مطرح کند.
اگر یک متقاضی واقعاً شرایط ورود به ایران را ندارد، درخواستش میتواند رد شود.
اما اگر واجد شرایط است، نباید دسترسی به ویزا به میزان پولی که برای واسطه پرداخت میکند وابسته باشد.
سامانه الکترونیکی قرار بود واسطهها را کاهش دهد؛ اگر در عمل به افزایش نقش واسطهها منجر شده باشد، باید پرسید اشکال در فناوری است یا در شیوه مدیریت آن؟
ایران میتواند یک نظام ویزای شفاف، سریع و قابل نظارت برای شهروندان افغانستان ایجاد کند؛ نظامی که هم نگرانیهای امنیتی و مهاجرتی تهران را تأمین کند و هم حقوق و کرامت متقاضیان را حفظ نماید.
در نهایت، یک اصل روشن وجود دارد:
ویزای ایران نباید امتیازی باشد که دلالان بفروشند؛ باید خدمتی کنسولی باشد که دولت، شفاف و عادلانه، در چارچوب قانون ارائه کند.
