جنگ طالبان با یک فرهنگ و تمدن کهن

حذف نام و متن فارسی از تابلوی دانشگاه طبی ابوعلی سینا در کابل، تنها یک رویداد ساده و اداری نیست؛ این اقدام حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ای طولانی از سیاست‌های حذف فرهنگی است که طالبان از نخستین روزهای بازگشت به قدرت آغاز کرده‌اند. این گروه که خود را حاکم بر سرزمینی می‌داند که به گفته‌ی اسناد تاریخی و فرهنگی، زادگاه یا خاستگاه برخی از بزرگ‌ترین چهره‌های تمدن فارسی‌زبان، از جمله ابوعلی سینا، ناصر خسرو بلخی، جلال‌الدین محمد بلخی و بسیاری دیگر از اندیشمندان و شاعران بوده است، اکنون می‌کوشد تا با حذف نام و نشان فارسی از فضای عمومی، حافظه‌ی تاریخی مردم را نیز پاک کند.

این سیاست تازه نیست. طالبان از همان آغاز، نوروز را که هزاران سال در سراسر افغانستان، به‌ویژه در مناطق فارسی‌زبان، جشن گرفته می‌شد، به عنوان رسمی غیراسلامی کنار گذاشتند. عاشورا و مراسم وابسته به آن نیز با محدودیت‌های سخت‌گیرانه روبه‌رو شد. نام ولایت‌ها، شهرها، جاده‌ها و اکنون حتی نهادهای علمی و دانشگاهی، یکی پس از دیگری، از فارسی به پشتو یا عربی تغییر یافته یا به‌کلی حذف شده است. این روند را نمی‌توان تصادفی یا صرفاً اداری خواند؛ این یک سیاست هدفمند و حساب‌شده برای بازتعریف هویت ملی افغانستان بر بنیاد یک زبان و یک قومیت است.

پرسش اصلی این‌جاست: آیا با چنین سیاستی می‌توان زبان و فرهنگی را که میراث بیش از شصت درصد جمعیت افغانستان است، از صفحه‌ی تاریخ و از حافظه‌ی جمعی مردم پاک کرد؟ پاسخ به این پرسش را می‌توان در تجربه‌ی تاریخی جست‌وجو کرد. زبان فارسی دری در افغانستان نه محصول یک حکومت یا یک دوره‌ی سیاسی خاص، بلکه ریشه در هزار و چند صد سال تاریخ، ادبیات، دین و فرهنگ این سرزمین دارد. این زبان، زبان علم، شعر، عرفان و اداره بوده و همچنان زبان مشترک میان اقوام گوناگون افغانستان باقی مانده است. حذف یک تابلو یا تغییر یک نام، هرچند نمادین و آزاردهنده است، اما توان از میان بردن این پیوند عمیق تاریخی و فرهنگی را ندارد.

با این حال، خطر واقعی در جای دیگری نهفته است. طالبان با این سیاست‌ها می‌کوشند نسل جوان را از میراث فرهنگی خود بیگانه سازند؛ نسلی که اگر در محیطی رشد کند که در آن نام فارسی از دانشگاه، تقویم و فضای عمومی حذف شده باشد، ممکن است به‌مرور پیوند خود را با این میراث کم‌رنگ‌تر ببیند. این همان هدف راهبردی طالبان است؛ نه پاک کردن فوری زبان و فرهنگ، بلکه ایجاد گسست میان نسل‌ها و تضعیف تدریجی حس تعلق فرهنگی.

اما تاریخ نشان داده که زبان و فرهنگ فارسی در برابر سیاست‌های حذف و سرکوب، بارها تاب آورده است. از دوره‌های استبداد گذشته تا امروز، این زبان نه با فرمان حکومت‌ها، بلکه با تکیه بر مردم، خانواده‌ها، شاعران، نویسندگان و رسانه‌ها زنده مانده است. اقدام طالبان در حذف نام ابوعلی سینا از دانشگاهی که به نام او بنا شده، بیشتر از آن‌که نشانه‌ی قدرت باشد، نشانه‌ی ترس یک حکومت از میراث فرهنگی‌ای است که نمی‌تواند آن را کنترل یا مصادره کند.

در نهایت، باید گفت که سیاست حذف نمادهای فارسی، چه از طریق حذف نوروز، چه از طریق تغییر نام دانشگاه‌ها و شهرها، اقدامی است در تضاد آشکار با واقعیت جمعیتی، تاریخی و فرهنگی افغانستان. تلاش برای بازتعریف هویت ملی بر بنیاد یک زبان و یک قوم، نه‌تنها با انصاف و عدالت در تضاد است، بلکه در درازمدت می‌تواند شکاف‌های قومی و زبانی را عمیق‌تر کند و ثبات اجتماعی کشور را بیش از پیش به خطر اندازد.

نویسنده: فاطمه «حسینی»

بازنشر
پیمایش به بالا