پارادوکس وحدت در حکومت طالبان

نورالله نوری، وزیر اقوام، قبایل و امور سرحدات طالبان، مدعی شده است که در افغانستان کنونی دیگر اختلافی میان شیعه و سنی وجود ندارد و طالبان توانسته‌اند وحدت ملی را تأمین کرده و همه اقوام و گروه‌های مذهبی را زیر چتر «حکومت اسلامی» گرد آورند.

این ادعا اما در برابر واقعیت‌های موجود با پرسش‌های جدی مواجه است.

چگونه می‌توان از وحدت و هم‌گرایی سخن گفت، در حالی که طی سال‌های اخیر و حتا ایام محرم امسال گزارش‌های متعددی از محدودیت بر مراسم‌های مذهبی شیعیان، بسته شدن برخی مدارس و مراکز شیعی، محدود شدن فعالیت مساجد، توقف رسانه‌هایی چون تلویزیون تمدن و حتی تعرض به نمادهای مذهبی از جمله پاره شدن پرچم‌های حسینی منتشر شده است؟

اگر وحدت به معنای احترام به تنوع مذهبی و تضمین حقوق برابر شهروندان باشد، این اقدامات چگونه با آن سازگار است؟

در واقع، نبود درگیری آشکار الزاماً به معنای وجود وحدت نیست. در علوم سیاسی، سکوت اجباری یا محدود شدن امکان اعتراض، نشانه همبستگی ملی تلقی نمی‌شود. وحدت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که همه شهروندان بتوانند بدون هراس و محدودیت، هویت، باورها و مناسک دینی خود را حفظ و ابراز کنند. در غیر این صورت، آنچه به عنوان وحدت معرفی می‌شود، بیشتر یک روایت سیاسی است تا یک واقعیت اجتماعی.

از سوی دیگر، اگر طالبان مدعی هستند که همه گروه‌های مذهبی را در ساختار حکومت مشارکت داده‌اند، باید توضیح دهند که چرا بسیاری از چهره‌های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی شیعه بارها نسبت به محدود شدن فضای مذهبی و فرهنگی خود هشدار داده‌اند. وحدت ملی زمانی قابل باور است که در ساختار قدرت، نظام تصمیم‌گیری و توزیع فرصت‌ها نیز بازتاب پیدا کند، نه فقط در سخنرانی‌های رسمی.

ادعای «امنیت بی‌نظیر» نیز نیازمند بازنگری است. امنیت تنها به معنای نبود جنگ و درگیری نظامی نیست؛ امنیت فرهنگی، مذهبی و هویتی نیز بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد. جامعه‌ای که بخشی از شهروندانش نسبت به آینده نهادهای مذهبی، آموزشی و فرهنگی خود احساس نگرانی کنند، نمی‌تواند مدعی امنیت کامل باشد.

در نهایت، آنچه در سخنان نورالله نوری دیده می‌شود، خلط میان «اطاعت سیاسی» و «وحدت ملی» است. وحدت با حذف تفاوت‌ها و محدود کردن هویت‌های مذهبی به دست نمی‌آید، بلکه از مسیر عدالت، مشارکت و احترام به تکثر شکل می‌گیرد. تا زمانی که میان ادعای رسمی وحدت و تجربه عینی بخش‌هایی از جامعه افغانستان چنین فاصله‌ای وجود داشته باشد، این پرسش همچنان باقی خواهد ماند: کجای این وضعیت را می‌توان نمونه‌ای از وحدت واقعی دانست؟

نویسنده: میثم «احمدی»

 

 

 

بازنشر
پیمایش به بالا