از نام زنان و دختران افغانستان چه کسانی نان می‌خورند؟

طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، آموزش، کار و مشارکت اجتماعی زنان و دختران افغانستان را به‌گونه‌ای سیستماتیک از آنان گرفتند. در این موضوع تردیدی وجود ندارد و جای بحثی نیست. این گروه به نام اسلام حکومت می‌کند، اما اقداماتش آشکارا با آموزه‌های پیامبر اسلام (ص) در تضاد است. حضرت پیامبر اسلام (ص) آموزش را بر زن و مرد مسلمان واجب دانسته‌اند، حال آن‌که این گروه نیمی از پیکر جامعه را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی، از جمله حق آموزش، محروم کرده است.

تجربه نشان داده است که این گروه در دوره نخست حاکمیت خود نیز همین مسیر را پیمود و هیچ تغییر بنیادینی در ماهیت و عملکردش رخ نداده است؛ بنابراین، انتظار تحول جدی از آن بعید به نظر می‌رسد.

اما مخاطب اصلی این نوشته طالبان نیست.

مخاطب من کسانی‌اند که خود را روشنفکر، مدافع حقوق بشر یا پاسدار کرامت اسلامی و انسانی زنان و دختران افغانستان معرفی می‌کنند. برخی از آنان، متأسفانه، از جنس خودِ ما زنان هستند، اما در عمل از مظلومیت و محرومیت زنان و دختران افغانستان بهره‌برداری سیاسی و مالی می‌کنند. این افراد از احساسات پاک مردم و از درد واقعی زنان و دختران بی‌پناه سوءاستفاده می‌کنند؛ چه در داخل کشور و چه در تبعیدگاه‌های اروپایی.

در روزهای اخیر، در کشورهای اروپایی، از جمله اتریش، گردهمایی‌ها و تظاهراتی برای حمایت از حقوق زنان و دختران افغانستان برگزار شد. بسیاری از اشتراک‌کنندگان از سر دلسوزی صادقانه، احساس مسئولیت انسانی، باورهای اسلامی و وطن‌دوستی در این برنامه‌ها حضور یافتند. اما عده‌ای که در رسانه‌ها و فضای مجازی خود را پرچم‌دار این مبارزه نشان می‌دهند، در اصل دلالانی هستند که از این احساسات برای سودجویی ارتزاق می‌کنند. آنان کمک‌های مردمی و منابع بین‌المللی را جذب می‌کنند و سپس بر سر تقسیم آن میان خود دچار اختلاف و دشمنی می‌شوند.

من در همین اتریش کسانی را می‌شناسم که از تریبون‌ها برای عدالت فریاد می‌زنند، اما در عمل، جامعه‌ای را که مدعی حمایت از آن هستند، چیزی جز منبع درآمد برای خود نمی‌بینند و به هیچ اصل اخلاقی، اسلامی و انسانی پای‌بند نیستند.

این پدیده تازه نیست. بسیاری از همین بازیگران در دوران بیست‌ساله جمهوری اسلامی افغانستان نیز در کنار قدرت و منابع بودند و نقش‌های مصلحت‌جویانه ایفا می‌کردند. اکنون نیز با تغییر شرایط، تنها ردای خود را تغییر داده‌اند، اما جوهره آنان همان باقی مانده است. تا زمانی که چنین شبکه‌هایی وجود داشته باشند، تغییر واقعی در زندگی زنان و دختران افغانستان رخ نخواهد داد؛ زیرا تداوم بحران برای این افراد شرط بقاست، نه مشکلی که در پی حل آن باشند.

به زنان و دختران افغانستان توصیه می‌کنم از این خارج‌نشینان انتظار معجزه نداشته باشند. همچنین به مردم مؤمن و وطن‌دوستی که نسبت به خواهران، مادران و دختران افغانستان احساس مسئولیت دارند، می‌گویم: فریب مدعیان دروغین را نخورید. آنان جز پر کردن جیب خود هدف دیگری ندارند.

در نهایت، راه نجات در عمل خودِ زنان و دختران افغانستان نهفته است. باید از میان خود، افراد صادق، کارآزموده و متعهد را شناسایی کنید تا در مجامع داخلی و بین‌المللی صدای واقعی این مردم باشند. ما در عصر ارتباطات زندگی می‌کنیم و ابزارهای فراوانی در دسترس داریم، اما استفاده مؤثر از این ابزارها نیازمند نمایندگی قابل اعتماد و رهبری متعهد است تا صدای شما به‌درستی شنیده شود و از سوءاستفاده جلوگیری گردد. در غیر این صورت، کسانی که از رنج شما سود می‌برند، همچنان به کار خود ادامه خواهند داد.

نویسنده: فاطمه «سادات»

بازنشر
پیمایش به بالا