تحولات سیاسی افغانستان پس از خروج نیروهای ایالات متحده امریکا و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ را میتوان یکی از بزرگترین دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی نیمقرن اخیر این کشور دانست.
این تحول نه تنها تغییر یک نظام سیاسی، بلکه نوعی شوک اجتماعی و فرهنگی را نیز بر جامعه افغانستان تحمیل کرد.
پس از بیست سال تجربه نظام جمهوری، بخش قابل توجهی از جامعه، بهویژه نسل جدید شهری، خود را با ساختارها، ارزشها و انتظارات متفاوتی سازگار کرده بود. از اینرو، تغییر ناگهانی نظام سیاسی برای بسیاری از شهروندان غیرمنتظره و از منظر جامعهشناختی، نوعی گسست در تداوم نظم اجتماعی تلقی میشد.
در چنین شرایطی، جامعه افغانستان وارد مرحلهای از سردرگمی و بیتصمیمی جمعی شد.
بسیاری از شهروندان در سالهای نخست پس از تحول سیاسی، در وضعیت انتظار قرار گرفتند و امید داشتند که تغییرات اساسی از طریق عوامل خارجی یا تحولات منطقهای و بینالمللی رقم بخورد. این وضعیت را میتوان در چارچوب نظریههای شوک اجتماعی و بیهنجاری تحلیل کرد؛ وضعیتی که در آن افراد به دلیل فروپاشی یا تغییر ناگهانی چارچوبهای آشنا، توان تصمیمگیری و کنش مؤثر را تا حدی از دست میدهند.
در این میان، هرات یکی از شهرهایی بود که بیشترین تأثیر را از این دگرگونی پذیرفت. هرات در دو دهه گذشته به عنوان یکی از مراکز مهم شهری افغانستان شناخته میشد که از سطح بالای سواد، مشارکت مدنی، فعالیتهای فرهنگی و حضور گسترده زنان در عرصههای اجتماعی و اقتصادی برخوردار بود. بخش بزرگی از جمعیت این شهر در ساختارهای آموزشی، فرهنگی، رسانهای و اقتصادی دوران جمهوری ادغام شده بودند و هویت اجتماعی آنان با این نهادها پیوند خورده بود.
پس از تغییر نظام سیاسی، هزاران نفر از زنان و مردان تحصیلکرده شغل، موقعیت حرفهای و بخشی از جایگاه اجتماعی خود را از دست دادند.
محدود شدن فرصتهای آموزشی، فرهنگی و اقتصادی، بهویژه برای زنان، موجب کاهش سرمایه اجتماعی و احساس محرومیت نسبی در میان بخشهایی از جامعه شد.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، هرگاه فاصله میان انتظارات اجتماعی و واقعیتهای موجود افزایش یابد، زمینه برای شکلگیری نارضایتیهای اجتماعی و اشکال مختلف کنش جمعی فراهم میشود.
با گذشت نزدیک به پنج سال از این تحول، به نظر میرسد بخشی از جامعه از مرحله شوک اولیه عبور کرده و در حال بازتعریف موقعیت خود در برابر واقعیتهای سیاسی موجود است. این روند لزوماً به معنای پذیرش وضعیت موجود نیست، بلکه میتواند نشانه ورود جامعه به مرحله جدیدی از آگاهی و کنش اجتماعی باشد. در چنین شرایطی، تحولات اخیر هرات را میتوان نه صرفاً به عنوان یک رویداد مقطعی، بلکه به عنوان بازتابی از انباشت نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طی سالهای گذشته تحلیل کرد.
البته برای داوری دقیق درباره ماهیت و دامنه این تحولات، نیاز به دادههای میدانی، پژوهشهای مستقل و شواهد تجربی بیشتری وجود دارد.
با این حال، از منظر جامعهشناختی میتوان گفت که هرات به دلیل ویژگیهای خاص فرهنگی، شهری و تاریخی خود، همچنان یکی از مهمترین کانونهای بازتاب تغییرات اجتماعی و سیاسی در افغانستان به شمار میرود و هرگونه تحول در این شهر میتواند دارای پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی آن باشد.
نویسنده: سید نظام الدین وحدت
