انسداد همزمان تنگه هرمز و بابالمندب میتواند یکی از مهمترین چالشهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی پیش روی اسرائیل باشد.
تنگه بابالمندب بهعنوان یکی از گذرگاههای حیاتی دریایی، مسیر دسترسی کشتیها به دریای سرخ و بندر ایلات را فراهم میکند و بخش قابل توجهی از مبادلات تجاری اسرائیل با بازارهای آسیایی از این مسیر انجام میشود.
در صورت مسدود شدن این گذرگاه، کشتیها ناگزیر خواهند بود از مسیر طولانیتر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا استفاده کنند که این امر به افزایش هزینههای حملونقل، طولانیتر شدن زمان تحویل کالا و رشد هزینههای واردات منجر خواهد شد.
انسداد تنگه هرمز نیز پیامدهای غیرمستقیم اما قابل توجهی برای اسرائیل به همراه دارد. اگرچه اسرائیل وابستگی مستقیمی به واردات نفت از کشورهای حوزه خلیج فارس ندارد، اما هرگونه اختلال در صادرات انرژی از این منطقه میتواند موجب افزایش قیمت جهانی نفت و گاز شود و در نتیجه هزینههای تولید، حملونقل و فعالیتهای اقتصادی در اسرائیل را افزایش دهد.
افزون بر این، فشار بر بازارهای جهانی و زنجیرههای تأمین بینالمللی که اقتصاد اسرائیل به آنها وابسته است، میتواند آثار اقتصادی گستردهتری ایجاد کند.
برای کاهش آثار ناشی از چنین شرایطی، اسرائیل از برخی گزینههای جایگزین برخوردار است. از جمله مهمترین این گزینهها میتوان به بهرهگیری گستردهتر از بنادر مدیترانهای نظیر حیفا و اشدود اشاره کرد.
همچنین توسعه و استفاده از شبکههای حملونقل زمینی و هوایی میتواند بخشی از اختلالات تجاری را جبران کند. با این حال، هیچیک از این راهکارها قادر نیستند بهطور کامل جایگزین نقش راهبردی تنگههای هرمز و بابالمندب شوند.
از این رو، در صورت تداوم انسداد این گذرگاهها، اسرائیل احتمالاً با افزایش هزینههای تجاری، فشار بر زنجیرههای تأمین و کاهش بخشی از مزیتهای لجستیکی و اقتصادی خود مواجه خواهد شد.
نویسنده: کاظم سروری
