نخست باید مشروعیت و اجماع داخلی ایجاد شود. هیچ سیاست خارجی موفقی بدون مشروعیت و توافق داخلی امکانپذیر نیست. برای رسیدن به بیطرفی مثبت و فعال، افغانستان نیازمند ایجاد دولتی فراگیر، قانونمند و متشکل از همه اقوام، مذاهب و گروههای مختلف سیاسی در نظام سیاسی آینده است؛ دولتی که بتواند ثبات سیاسی را به وجود آورد و اجماع ملی را بر مبنای منافع اساسی کشور تأمین کند.
وقتی در داخل کشور اختلافات شدید وجود داشته باشد، قدرتهای خارجی بهراحتی میتوانند از این شکافها بهرهبرداری کنند. از همین رو، بیطرفی مثبت و فعال باید به یک اصل اساسی و قانونی تبدیل شود.
بیطرفی نباید سیاست یک حکومت یا یک گروه باشد، بلکه باید به یک اصل دائمی دولت افغانستان تبدیل گردد. نمونههای موفق این سیاست را میتوان در کشورهای سویس، اتریش و ترکمنستان مشاهده کرد. این کشورها تلاش کردهاند از رقابت قدرتهای بزرگ دور بمانند، وارد اتحادهای نظامی نشوند و روابط متوازن با همه کشورها برقرار کنند.
افغانستان نیز باید با همه کشورهای جهان همکاری سیاسی و اقتصادی داشته باشد و روابطی متوازن و مبتنی بر منافع ملی برقرار کند. همچنین در حوزههای اقتصادی، آموزشی و بشردوستانه با جامعه جهانی تعامل سازنده داشته باشد. در کنار آن، ایجاد روابط متوازن با کشورهای منطقه، از جمله ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. اصل اساسی این است که افغانستان نباید به میدان رقابت هیچ بلوک یا قدرت خاصی تبدیل شود.
یکی دیگر از الزامات بیطرفی مثبت، استفاده از موقعیت ترانزیتی به جای موقعیت نظامی است. افغانستان میتواند بهجای آنکه میدان رقابتهای نظامی باشد، به چهارراه تجارت و همکاریهای منطقهای تبدیل شود. اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا، توسعه و اتصال خطوط راهآهن منطقهای، گسترش پروژههای انرژی و ترانزیت و تبدیل شدن به مسیر ارتباطی بازارهای شرق و غرب آسیا، از جمله ظرفیتهای مهم کشور در این زمینه است.
هرچه اقتصاد افغانستان بیشتر به همکاریهای منطقهای و بینالمللی وابسته شود، انگیزه قدرتهای مختلف برای حفظ ثبات کشور نیز افزایش خواهد یافت.
کسب حمایت بینالمللی برای بیطرفی نیز اهمیت فراوانی دارد. در بلندمدت، افغانستان میتواند تلاش کند اصل بیطرفی خود را از سوی سازمان ملل متحد و کشورهای منطقه به رسمیت بشناساند و مورد حمایت قرار دهد. چنین حمایتی میتواند تا حدی از مداخلههای خارجی و رقابتهای مخرب در کشور جلوگیری کند.
با این حال، چالش بزرگ کنونی آن است که اجرای سیاست بیطرفی فعال نیازمند دولتی برخوردار از مشروعیت داخلی و خارجی و دارای روابط رسمی و گسترده بینالمللی است. تا زمانی که مسئله بهرسمیتشناسی در بعد خارجی و مشارکت سیاسی گسترده در بعد داخلی تأمین نشود، اعلام بیطرفی بهتنهایی کافی نخواهد بود.
بیطرفی موفق زمانی شکل میگیرد که مشروعیت و ثبات داخلی وجود داشته باشد، حکومت از پشتوانه و مشروعیت کافی برخوردار باشد، اقتصاد کشور توانایی تعامل با همه طرفها را داشته باشد و افغانستان اجازه ندهد از خاک آن علیه کشورهای دیگر استفاده شود.
بنابراین، برای افغانستان امروز، راه رسیدن به بیطرفی مثبت و فعال از داخل آغاز میشود؛ از ایجاد اجماع ملی، تشکیل حکومت فراگیر، تأمین ثبات سیاسی و سپس اتخاذ سیاستی متوازن در روابط خارجی. در غیر این صورت، کشور همچنان در معرض رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی باقی خواهد ماند.
نویسنده: سید نظامالدین وحدت
