پنج سال حکومت طالبان؛ دستاورد یا بحران؟

نویسنده: سید طاها «موسوی»

پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، سؤال اساسی برای مردم افغانستان و ناظران بین‌المللی این است که آیا حکومت جدید توانسته است شرایط زندگی را بهتر کند یا خیر. پاسخ، مختلط است: دستاوردهای قابل‌لمس در حوزه زیرساخت‌های بنیادی، در کنار بحران‌های عمیق اجتماعی و انسانی.

یکی از اقدامات ملموس حکومت طالبان، تمرکز بر بازسازی شبکه جاده‌ای افغانستان بوده است. پس از دهه‌ها درگیری و بی‌توجهی، بسیاری از محورهای حمل‌ونقل بین شهرها تخریب شده بودند. طالبان در سال‌های گذشته اقدامات قابل‌مشاهده‌ای برای ترمیم شاهراه‌های اصلی، از جمله محور کابل ـ قندهار، کابل ـ مزار شریف و سایر محورهای بین‌شهری انجام داده‌اند. این پروژه‌ها، اگرچه هنوز ناقص هستند، بهبود قابل‌توجهی در شرایط حمل‌ونقل ایجاد کرده‌اند.

همراه با این اقدامات، طالبان تلاش کرده‌اند تا نظم‌بخشی شهری را در شهرهای بزرگ، به‌ویژه کابل، افزایش دهند. پلان‌های شهری جدید، سازمان‌دهی معابر و کنترل ساخت‌وسازهای بدون مجوز، بخشی از این تلاش‌ها بوده‌اند. مسئولان طالبان از این اقدامات به‌عنوان نشانه‌ای از تثبیت امنیتی و نظم اداری یاد می‌کنند.

به‌علاوه، طالبان پروژه‌های خط‌آهن را نیز در دستور کار قرار داده‌اند. توسعه خطوط راه‌آهن در شمال افغانستان و پروژه‌های مرتبط با کشورهای آسیای مرکزی، نشان‌دهنده تلاش آن‌ها برای ادغام افغانستان در شبکه‌های تجاری منطقه‌ای است. این پروژه‌ها، اگرچه تاکنون محدود پیش رفته‌اند، می‌توانند در بلندمدت برای اتصال تجاری افغانستان به سایر کشورها منطقه و دیگر کشورهای آسیایی اهمیت داشته باشند.

یکی دیگر از تغییرات قابل‌مشاهده، ساده‌سازی برخی روندهای اداری است. رفع برخی از بوروکراسی‌های غیرضروری، کاهش بخشی از نیاز به پرداخت رشوه‌های غیررسمی و تسهیل دسترسی به خدمات دولتی، نشان‌دهنده تلاش طالبان برای ایجاد تعامل مستقیم‌تر با مردم است.

برای شهروندانی که سال‌ها با پیچیدگی‌های اداری دولت جمهوری روبه‌رو بوده‌اند، این تغییرات می‌تواند معنادار باشد. با این حال، ارزیابی دقیق این تغییرات نیازمند بررسی مستقل و مقایسه عملکرد نهادهای مختلف در دوره‌های پیش و پس از بازگشت طالبان به قدرت است.

اما واقعیت‌های دردناک

با این حال، این دستاوردهای زیرساختی نمی‌توانند پرده‌ای بر سیاست‌های محدودکننده و سرکوبگرانه طالبان بکشند. مسئله آموزش دختران، نمونه‌ای بارز از این تضاد است.

با وجود سرمایه‌گذاری‌های طالبان در زیرساخت‌ها، این حکومت دختران و زنان را در دوره متوسطه و دانشگاهی از ادامه تحصیل محروم کرده و محدودیت‌های گسترده‌ای نیز بر حضور آنان در عرصه‌های کاری، اجتماعی و اقتصادی اعمال کرده است. این سیاست‌ها نه‌تنها بر نسل جوان تأثیرگذار است، بلکه توانایی افغانستان در استفاده از نیمی از ظرفیت انسانی جامعه را نیز به‌طور جدی تضعیف می‌کند.

محرومیت زنان و دختران از آموزش و محدودیت حضور آنان در بازار کار، علاوه بر پیامدهای اجتماعی، آثار اقتصادی گسترده‌ای نیز دارد. جامعه‌ای که بخش بزرگی از نیروی انسانی خود را از آموزش و فعالیت اقتصادی کنار می‌گذارد، در مسیر توسعه پایدار با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.

اقلیت‌های قومی و مذهبی

اقلیت‌های مذهبی و قومی نیز با سیاست‌ها و محدودیت‌های مختلفی روبه‌رو هستند. محدودیت بر فعالیت برخی رسانه‌ها، محدودیت‌ها در برگزاری شماری از مراسم مذهبی شیعیان و نگرانی‌ها درباره زمین و مالکیت برخی اقلیت‌ها، از جمله مسائلی است که در سال‌های گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

همچنین، فرمان عفو عمومی سال ۱۴۰۰ که قرار بود مبنایی برای پایان خصومت‌ها و ایجاد روابط جدید در داخل افغانستان باشد، از سوی منتقدان طالبان در موارد مختلف نقض‌شده دانسته شده است.

محدودیت بر فعالیت‌های مدنی و اجتماعی، کاهش فضای فعالیت رسانه‌ای و محدود شدن مشارکت گروه‌های مختلف جامعه در روندهای سیاسی نیز از دیگر چالش‌های مهم دوره حاکمیت طالبان به شمار می‌رود.

اقتصاد؛ میان ثبات و بحران

انزوای بین‌المللی حکومت طالبان، ناشی از عدم شناسایی رسمی و نگرانی‌های مربوط به حقوق بشر، بر توانایی مالی این حکومت تأثیرگذار بوده است. کاهش کمک‌های خارجی و محدودیت‌های بانکی، دستاوردهای زیرساختی را در معرض خطر قرار داده است. بدون منابع مالی کافی، نگهداری و ادامه پروژه‌های جاده‌ای و راه‌آهن دشوار خواهد بود.

از سوی دیگر، افغانستان همچنان با مشکلات جدی اقتصادی، از جمله فقر، بیکاری، کاهش قدرت خرید و محدودیت فرصت‌های سرمایه‌گذاری روبه‌رو است. اگرچه کاهش ناامنی‌های گسترده می‌تواند زمینه مساعدتری برای فعالیت اقتصادی ایجاد کند، اما نبود فرصت‌های شغلی کافی، به‌ویژه برای زنان و جوانان، همچنان یکی از موانع اصلی توسعه اقتصادی کشور است.

دستاورد یا بحران؟

در نهایت، عملکرد پنج‌ساله طالبان را نمی‌توان به‌صورت یک‌جانبه ارزیابی کرد. در حوزه‌هایی مانند ساخت و بازسازی برخی زیرساخت‌ها، توسعه راه‌ها، نظم شهری و ساده‌سازی بعضی روندهای اداری، اقداماتی انجام شده که برای بخشی از مردم قابل مشاهده است.

اما در مقابل، محدودیت‌های گسترده اجتماعی، محرومیت دختران و زنان از آموزش و کار، محدودیت فعالیت‌های مدنی و رسانه‌ای و نگرانی‌های مربوط به حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی، بخش دیگری از واقعیت افغانستان امروز را تشکیل می‌دهد.

توسعه واقعی افغانستان تنها با ساخت جاده، پل، ساختمان و خط‌آهن تحقق نمی‌یابد. توسعه زمانی پایدار خواهد بود که در کنار زیرساخت‌های فیزیکی، آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی، آزادی‌های مدنی و حقوق اساسی همه شهروندان نیز تضمین شود.

بنابراین، پنج سال حکومت طالبان را می‌توان دوره‌ای دانست که در آن برخی زیرساخت‌ها توسعه یافته، اما هم‌زمان بحران‌های اجتماعی و محدودیت‌های حقوقی نیز عمیق‌تر شده‌اند؛ دو روند متضادی که آینده افغانستان را همچنان با پرسش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

بازنشر
پیمایش به بالا