درگیری ۱۶ ساعته اخیر، نمایش یک تغییر بنیادین در دکترین دفاعی ایران بود. تا پیش از این، تصور غالب در اتاقهای فکر اسرائیل این بود که ایران در نهایت، بازیگری محتاط و پذیرای معادله «یک حمله، یک پاسخ» است. اما شب گذشته، این گزاره برای همیشه فروریخت.
پس از حمله اسرائیل به ضاحیه، تهران تهدید علنی خود را نه در حد یک نمایش، که در قامت یک «سیستم آتش حجممند» عملیاتی کرد. ارتش اسرائیل که خود را برای یک موج محدود آماده کرده بود، ناگهان خود را در برابر سه موج شلیک پیدرپی یافت. نکته مر..گبار برای تلآویو اما این نبود، بلکه پاسخ دوباره ایران به واکنش اسرائیل بود. این اقدام، طل.سم «برتری تنبیهی» اسرائیل را باطل کرد و نشان داد تهران دیگر نه یک پاسخدهنده، که تعیینکننده ریتم میدان است.
نبوغ عملیاتی اما در لحظه اعلام آتشبس رخ داد. وقتی ترامپ و اسرائیل درخواست توقف کردند، ایران یک «سکوت مشروط» را تحمیل نمود. تهران آتش خود را به شرطی خاموش کرد که نه فقط بیروت، بلکه جنوب لبنان نیز از گزند تجاو.ز در امان بماند. این یعنی الحاق ژئوپلیتیک جنوب لبنان به خطوط قرمز مستقیم ایران. این یک پیام ساده و ویرانگر داشت: هر گلو.لهای که در مرز لبنان شلیک شود، پایتخت اسرائیل را خواهد لرزاند.
همزمانی این نبرد با شلیک مو.شکهای یمن و بسته شدن بابالمندب نیز کاملکننده پازل «بازدارندگی شبکهای» بود. اسرائیل دریافت که با یک محور منزوی روبهرو نیست، بلکه با یک جبهه یکپارچه از تهران تا صنعا طرف است.
نتیجه نهایی، عقبنشینی تاکتیکی اسرائیل و التماس برای آتشبس بود. ایران با این عملیات، معادله جدیدی را بر صحنه حک کرد: پایان جنگ را نه فرماندهان اسرائیلی، که میدان مقاومت و سالهای فرماندهی تهران دیکته خواهد کرد. این، شکست «گنبد آهنین» در برابر «اراده مو.شکی» بود.
نویسنده: سمیه «صادقی»
