هشدار تحلیلی به ایران، هند، روسیه و چین درباره ناامنی هدفمند، بازی چندلایه پاکستان و آینده مسیرهای اتصال کریدورها
مقدمه
منازعه واقعی در سطح «کنترل محیط» جریان دارد.
در سطح ظاهری، رقابت منطقهای میان دولتها و پروژههای توسعهای تعریف میشود؛ اما در لایه عمیقتر، یک روند ساختاری در حال شکلگیری است: رقابت بر سر «کنترل محیطهای جغرافیایی کلیدی» که مسیر کریدورها از آن عبور میکند.
در این چارچوب، ناامنیهای محیطی واخان و گوادر دو نقطه ساده نیستند؛ بلکه دو «نقطه کنترل فشار ژئوپولیتیکی» در معماری آینده اوراسیا هستند.
هشدار محوری
خطر تحلیل سطحی از نقش بازیگران منطقهای
در بسیاری از تحلیلهای ژئوپولیتیکی، یک خطای مشترک وجود دارد:
– تمرکز بر دیپلماسی رسمی پاکستان؛
– نادیده گرفتن لایههای امنیتی و میدانی؛
– و سادهسازی نقش بازیگران چندلایه.
در حالی که درباره نقش پاکستان در چهار دهه گذشته، در ادبیات گسترده تحلیلی، یک برداشت تکرارشونده وجود دارد:
– حضور همزمان در معادلات امنیتی و مدیریت جنگهای نیابتی در افغانستان؛
– تعامل در سطوح مختلف ژئوپولیتیکی منطقه؛
– و پیوند با تغییرات موازنه قدرت در دورههای مختلف.
جمعبندی این نگاه آن است که منطقه با «رفتار تکلایه سیاسی» اداره نمیشود، بلکه با یک بازی چندسطحی امنیتی ـ ژئوپولیتیکی مواجه است.
واخان
سناریوی ناامنسازی و اثر مستقیم بر کریدورها
در سناریوی دوم (مبتنی بر منطق رقابت کریدوری)، واخان و مناطق پیرامونی آن، شامل بدخشان و نورستان، بهعنوان یک فضای ژئوپولیتیکی حساس مطرح میشوند.
در این چارچوب تحلیلی، اگر محیط پیرامونی واخان دچار ناامنی پایدار شود ـ چه از طریق گروههای افراطی، داعش خراسان، شبکههای غیررسمی یا بازیگران نیابتی ـ پیامدهای زیر قابل تصور است:
– تضعیف مسیر اتصال افغانستان به آسیای مرکزی؛
– کاهش قابلیت واخان بهعنوان گره ترانزیتی؛
– ایجاد اختلال ساختاری در پروژههای اتصال شمال–جنوب؛
– و در نهایت، سبوتاژ عملی کریدورهای بدیل مانند چابهار.
نتیجه این سناریو آن است که چابهار نه فقط یک بندر، بلکه یک «مسیر شکننده در برابر ناامنی پیرامونی افغانستان» باقی میماند.
گوادر
نقطه فشار متقابل در معادله منطقه
در سوی دیگر معادله، گوادر بهعنوان محور کریدور چین–پاکستان، در یک فضای رقابتی گستردهتر قرار دارد.
در تحلیلهای ژئوپولیتیکی، یک سناریوی متقابل نیز مطرح میشود:
اگر افغانستان در چارچوب یک روایت سیاسی ـ هویتی، مسئله خط فرضی دیورند را بهعنوان یک محور منازعه فعال نگه دارد و همزمان در معادلات جنوب آسیا وارد فشار ژئوپولیتیکی شود:
– مسیرهای جنوبی منطقه دچار تنش میشوند؛
– کریدورهای رقیب تحت فشار ژئوپولیتیکی قرار میگیرند؛
– و گوادر وارد یک محیط امنیتی پیچیدهتر میشود.
در این سناریو، برخی تحلیلها به این نکته اشاره دارند که بحرانهای موجود در بلوچستان، کشمیر و وزیرستان میتوانند بهعنوان «محیطهای مکمل فشار ژئوپولیتیکی» عمل کنند و معادله را پیچیدهتر سازند.
منطق مشترک دو سناریو
جنگ کنترل کریدورها
با کنار هم گذاشتن دو سناریو، یک تصویر واحد شکل میگیرد:
سناریوی واخان
– ناامنی در شمالشرق افغانستان؛
– تضعیف اتصال آسیای مرکزی؛
– فشار بر مسیر چابهار.
سناریوی گوادر
– فشار ژئوپولیتیکی در جنوب آسیا؛
– فعال شدن گسلهای مرزی و قومی؛
– تغییر موازنه کریدوری منطقه.
نتیجه مشترک:
رقابت اصلی بر سر «کنترل گلوگاههای اتصال افغانستان» است.
نقش ایران، هند، روسیه و چین
منافع همگرای کریدوری
در این ساختار پیچیده:
– ایران به دنبال تثبیت چابهار بهعنوان مسیر حیاتی اتصال است.
– هند به دنبال دسترسی زمینی به آسیای مرکزی بدون وابستگی به پاکستان است.
– روسیه به دنبال گسترش مسیر شمال–جنوب به آبهای آزاد است.
– چین به دنبال مدیریت ریسک و تنوع کریدورهای منطقهای است.
نتیجه:
این کشورها در یک نقطه مشترک قرار میگیرند: منافع مشترک در ثبات و تنوع مسیرهای افغانستان.
جمعبندی نهایی
هشدار درباره فریب سطح دیپلماسی پاکستان
در نهایت، ساختار منطقهای نشان میدهد که:
– دیپلماسی رسمی فقط سطح بیرونی معادله است.
– رقابت واقعی در لایههای امنیتی و کریدوری جریان دارد.
به احتمال زیاد، همزمان با یا پس از منازعات تنگه هرمز و بابالمندب، پاکستان در راهبرد آمریکا و غرب، رقابت میان واخان و گوادر را با هدف تأمین منافع غربیها در ناامنسازی کریدورهای زمینی، از طریق جریانهای نیابتی و داعش خراسان، در دستور کار قرار خواهد داد و منطقه را با قرار دادن افغانستان در مرکز بحرانهای چندلایه، وارد مرحلهای جدید خواهد کرد.
مهمترین هشدار این است:
تحلیل منطقه بدون درک لایههای ناامنی هدفمند، بازی چندسطحی و رقابت کریدوری، منجر به برداشت ناقص از واقعیت ژئوپولیتیکی خواهد شد.
پایان جمعبندی
در نظم جدید اوراسیا، مسیرها از مرزها مهمتر شدهاند و کنترل محیط از کنترل خاک تعیینکنندهتر است.
در این نظم، کشورها یا «طراح مسیرها» هستند یا «تابع مسیرهای طراحیشده دیگران».
در این مقاله، موضوع رسمیت بخشیدن به حکومتها در افغانستان مطرح نیست؛ بلکه مشروعیت منافع افغانستان در بستر امنیت کریدورها و ثبات ژئوپولیتیکی منطقه اهمیت دارد.
نویسنده: سید باقر شاه احمدی
