شکست جمهوریخواهان و فروریختن تکیهگاه اسرائیل
سیدحسین موسوی — آگاه امور بینالملل
نتیجهٔ انتخابات میاندورهای امریکا را بیش از هر جای دیگر نه در واشنگتن، که در اورشلیم باید دید. دموکراتها کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست آوردند.
به گزارش سیبیاس نیوز، در مجلس سنا، دموکراتها کرسیهای تگزاس، کارولینای شمالی، کارولینای جنوبی، اوهایو، کانزاس و آیووا را از جمهوریخواهان گرفتند. اینها ایالتهاییاند که سالها پایگاه قطعی حزب ترامپ به شمار میرفتند.
تحلیلگران امریکایی جنگ نامحبوب با ایران و گرانی بنزین و دیزل را از عوامل اصلی این جابهجایی میدانند، و ترامپ خود پذیرفت که ایران «بخشی از» شکست حزبش بوده است. به زبان ساده، جنگی که نتانیاهو سالها برای کشاندن امریکا به آن کوشید، اکنون هزینهٔ سیاسی خود را در صندوقهای رأی امریکایی نشان داده است.
این شکست در بدترین لحظهٔ ممکن به نتانیاهو رسید. یک هفته پیشتر، رأیدهندگان اسرائیلی اکثریت پارلمانی ائتلاف او را گرفته بودند. در انتخابات ۲۷ اکتوبر، ائتلاف راست و راست افراطی او تنها ۵۳ کرسی از ۱۲۰ کرسی کنست را به دست آورد، هشت کرسی کمتر از حد نصاب تشکیل دولت. رقیبش گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش، با ۴۸ کرسی اکثریت ندارد، اما از امکان گفتوگو با احزاب دیگر بدون بار پروندههای قضایی و فرسودگی سالها حکومت برخوردار است. احزاب عرب که با مشارکت بیسابقهٔ رأیدهندگانشان علیه نتانیاهو ۱۹ کرسی گرفتند، اکنون وزنهایاند که هر دو طرف آشکارا نفیشان میکنند، اما بی آنها هیچ حساب کنست جور نمیشود.
واکنش نتانیاهو به این نتیجه، خود گویای عمق بحران اسرائیل است. لیکود بیآنکه مدرکی ارائه کند، ادعا کرد احزاب عرب با پول قطر انتخابات را «دزدیدهاند». رئیس کمیسیون انتخابات این ادعا را نپذیرفت و گفت نتایج حتی در صورت اثبات مداخلهٔ خارجی پابرجا خواهد ماند. نخستوزیری که سالها خود را ضامن ثبات اسرائیل معرفی میکرد، اکنون به انکار نتیجهٔ صندوق رأی پناه برده است. بازارها نیز پیام را گرفتند و شیکل و سهام اسرائیل پس از اعلام نتایج افت کرد. آیزنکوت هم راه سازش را بسته و گفته است نتانیاهو «نه میتواند نخستوزیر باشد، نه وزیر، نه معین وزیر». او ترجیح میدهد دولت اقلیت تشکیل دهد تا آنکه نتانیاهو در مقام نخستوزیر موقت باقی بماند.
در چنین وضعی، جنگ با ایران برای نتانیاهو چیزی فراتر از سیاست امنیتی و در واقع ابزار بقاست. گزارشها میگویند بازگشت به جنگ تمامعیار میتواند راه تشکیل یک «دولت اضطراری» را برای او هموار کند. حملات اخیر امریکا به جزیرهٔ قشم و اهدافی در تنگهٔ هرمز نیز چند روز پس از آن انجام شد که او ترامپ را برای ضربات بیشتر زیر فشار گذاشته بود. اما تکیهگاه اصلی این راهبرد، یعنی کاخ سفیدی همسو و کنگرهای بیچونوچرا، از امروز ترک برداشته است.
از جنوری، کنگرهای در واشنگتن خواهد نشست که جنگ با ایران را از دلایل پیروزی خود میداند، و شمار قابل توجهی از اعضایش نتانیاهو را شریک مسئول این جنگ میشمارند. کمک نظامی به اسرائیل که سالها بیبحث تصویب میشد، ممکن است به موضوع چانهزنی بدل شود. نتانیاهو هم اکثریت کنست را باخته و هم اکثریت دوستانش در کاپیتول را.
این دو شکست او را با معمایی روبهرو کرده است. اگر بخواهد پیش از سوگند کنگرهٔ جدید امریکا را به تشدید جنگ بکشاند، با رئیسجمهوری زخمخورده سروکار دارد که باید به آیندهٔ حزبش در انتخابات ۲۰۲۸ بیندیشد. اگر صبر کند، زمان به سود رقیبانش در داخل و منتقدانش در واشنگتن کار میکند. حتی شرکای سنتیاش ممکن است به این نتیجه برسند که رهبری او دیگر سرمایهٔ راهبردی اسرائیل در رابطه با امریکا نیست و باری بر دوش آن شده است. البته رفتن نتانیاهو به معنای چرخش اسرائیل در برابر ایران نیست. آیزنکوت از دل نهاد نظامی آمده و اجماع امنیتی اسرائیل دربارهٔ برنامهٔ هستهای ایران از مرزهای حزبی فراتر میرود. تفاوت در شیوه است، نه در هدف. دولتی بدون نتانیاهو احتمالاً با واشنگتن هماهنگتر خواهد بود و برای پذیرش یک توافق موقت آمادگی بیشتری خواهد داشت.
با این همه، خطاست اگر پیروزی دموکراتها را به معنای تغییر سیاست خارجی امریکا در قبال ایران بدانیم. دشمنی با برنامهٔ هستهای جمهوری اسلامی در واشنگتن اجماعی دوحزبی است که دههها ریشه دارد. از یاد نبریم که چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، در سال ۲۰۱۵ در برابر توافق هستهای دولت اوباما ایستاد. نفوذ لابی طرفدار اسرائیل نیز از مرزهای حزبی فراتر میرود. کمیتهٔ امور عمومی امریکا و اسرائیل، مشهور به ایپک، در انتخابات مقدماتی ۲۰۲۴ با دهها میلیون دالر هزینه، چهرههایی از جناح چپ حزب دموکرات را که از اسرائیل انتقاد میکردند از کنگره بیرون راند.
این پیام برای هر نمایندهٔ دموکراتی روشن بود. همین شبکه اکنون همهٔ توان خود را به کار خواهد بست تا اکثریت تازه را نیز از مسیر خارج نکند. محتملتر آن است که دموکراتها با جنگ تمامعیار و هزینههایش مخالفت کنند، اما تحریم، محاصره و خط قرمز هستهای را دستنخورده بگذارند. هرچند بدنهٔ رأیدهندگان دموکرات و نسل جوانتر این حزب نسبت به اسرائیل بدبینتر شدهاند، شکاف میان پایهٔ حزب و رهبری آن در واشنگتن هنوز پر نشده است.
پیروزی دموکراتها روزنهای برای امید به پایان جنگ گشوده است، اما خاورمیانه همچنان شکننده است. آنان که از ادامهٔ این جنگ سود میبرند، به آسانی نخواهند گذاشت بازی با یک انتخابات به پایان برسد.
در آن سوی معادله، تهران این تحولات را نه از موضع ضعف، بلکه با اطمینان به اهرمهایش مینگرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکنندهٔ ارشد ایران، گفت ایران «انگشت بر ماشه، آمادهٔ نبرد» است و امریکا این بار با «میدان نبرد تازهای» روبهرو خواهد شد. منوچهر متکی، وزیر پیشین خارجه، هشدار داد که جنگ تازه «منطقهای نخواهد ماند» و به پایگاههای امریکا در بریتانیا، آلمان، ایتالیا و پرتگال خواهد رسید. قالیباف پس از اعلام نتایج نوشت: «چه از سر وجدان، چه به خاطر هزینهٔ زندگی، امریکاییها به جنگ نه گفتند و ما این پیام را تأیید میکنیم.»
همزمان سپاه پاسداران اعلام کرد که چهار نفتکش که خارج از مسیرهای مجاز ایران از هرمز میگذشتند، با ماین برخورد کرده و در آتش میسوزند. این ادعا هنوز بهطور مستقل تأیید نشده، اما پیامش روشن است: کنترل تنگه در دست تهران است. این آمادگی رزمی با دیپلماسی نیز همراه است.
پزشکیان میگوید ایران حل بحران را «از راه گفتوگو» دنبال میکند و رهبر جمهوری اسلامی به دولت اختیار داده دربارهٔ موضوعاتی مذاکره کند که پیشتر ناگفتنی بود. تهران نشان میدهد که هم برای جنگ آماده است و هم برای معامله، و به تعبیر قالیباف، «توپ در زمین امریکاست».
نتیجهٔ انتخابات امریکا، تهران و اورشلیم را در دو جهت مخالف جابهجا کرد.
برای ایران، شکست جمهوریخواهان تأیید این روایت است که جامعهٔ امریکا تاب هزینهٔ این جنگ را ندارد. برای نتانیاهو، همان نتیجه به معنای از دست رفتن آخرین تکیهگاه بیرونی است، آن هم زمانی که تکیهگاه داخلیاش را پیشتر باخته بود. ترامپ این میان ایستاده است. از یک سو از «ضربهٔ سنگین» سخن میگوید و به گزارش والاستریت ژورنال طرحهای حمله آماده است، و از سوی دیگر میداند حزبش همین دیروز بهای این جنگ را پرداخت.
در دو ماهی که تا سوگند کنگرهٔ جدید مانده، خطرناکترین بازیگر نه صاحب قویترین ارتش، بلکه کسی است که بیشترین چیز را برای باختن دارد، و او در اورشلیم نشسته است.
اگر واشنگتن به سوی معامله بر سر هرمز و محاصرهٔ بنادر برود، نتانیاهو بزرگترین بازنده خواهد بود. اگر به سوی ضربهای بزرگ برود، او شاید چند ماه دیگر بر کرسی بماند، اما بهایش را امریکاییهایی خواهند پرداخت که دیروز با رأی خود گفتند نمیخواهند بپردازند.
در هر دو حالت، ائتلاف بیقیدوشرط ترامپ و نتانیاهو، که جنگ هشتماهه بر آن بنا شده بود، دیروز به پایان راه خود نزدیک شد.
