ائتلاف گروه‌های تروریستی مستقر در افغانستان علیه شرق ایران

ائتلاف گروه‌های تروریستی مستقر در افغانستان علیه شرق ایران

واحد تحلیلی نوا 

شکست امریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران، دوام فرسایشی جنگ ناتو علیه روسیه و اجرای پروژه‌های سنگین اقتصادی چین باعث گردیده تا هسته‌گذاری‌های بالقوه ایجاد بحران در افغانستان به حالت بالفعل و اجرایی برسند. 

رویکرد این سناریو، ایجاد بحران از طریق عوامل نیابتی است و مناسب‌ترین جغرافیا نیز برای تحت فشار دادن بلوک شرق ( روسیه، چین و ایران) افغانستان است. 

استقرار و تجمیع گروه‌های تروریستی در افغانستان بخشی از توافق دوحه بوده و است. حضور و فعالیت این گروه‌ها در ماه‌های اخیر در شرق، در شمال و در غرب افغانستان افزایشی بوده است.

این گروه‌ها هر کدام از یک کشور که عمدتاً شامل کشورهای منطقه هستند، نمایندگی می‌کنند، جز گروه داعش خراسان که ترکیب چند ملیتی و پراکنده در میان همه‌ای گروه‌های مستقر در افغانستان دارد. 

در طول پنج سال از حکومت طالبان، این گروه‌ها هر کدام تلاش نمودند تا در رابطه با کشور مد نظر شان، پتانسیل و ظرفیت تأثیرگذاری و عملیاتی خویش را به اثبات برسانند تا شامل سرمایه‌گذاری حامیان مالی شوند. حزب اسلامی ترکستان شرقی، تحریک طالبان پاکستان، انصار اللّه تاجیکستان،جنبش آزادی بخش بلوچ و گروه داعش خراسان از جمله گروه‌هایی هستند که قدرت تاثیرگذاری خود را در رابطه با اهداف تعریف شده‌ی شان به اثبات رسانیده‌اند.

در این میان گروه‌هایی که موجودیت شان در ضدیت با نظام و حکومت ایران تعریف می‌شد، همواره در حالت انفعال قرار داشتند و صرفاً هر از گاهی به یک عملیات نمایشی در حد وجود حضور شان در عمق خاک ایران دست می‌زدند که موفق هم نبودند. اما حال سناریو و رویکرد این گروه تغییر نموده است. 

با دو دور جنگ سنگین امریکا و اسرائیل علیه ایران و آماج حملات موشکی قرار گرفتن کشورهای عربی به عنوان مبدا حملات علیه ایران، حال دو کشور عربستان سعودی و امارات متحده عربی با هدف فشار و ایجاد بحران امنیتی برای ایران از طریق گروه‌های نیابتی مستقر در افغانستان ورود نموده اند و گروهی که نمایندگی از جهاد علیه ایران می‌کند را حمایت و هماهنگ برای ایجاد یک ائتلاف با سایر گروه‌های تروریستی علیه ایران نموده است. 

طبق ارزیابی‌های بدست آمده، این ائتلاف با حمایت امریکا و اسرائیل، تامین مالی سعودی و امارات متحده عربی و اجرای پاکستان صورت گرفته است. بیشتر نقش را در این ائتلاف سازمان استخبارات پاکستان داشته است، زیرا این سازمان به این نتیجه رسیده است که در بحران امنیتی در دو ایالت خیبرپختونخوا و ایالت بلوچستان پاکستان در کنار هند، ایران نیز دخیل است و این ائتلاف می‌تواند باعث کاهش بحران امنیتی در این دو ایالت و تضعیف تحریک طالبان پاکستان شود.

گروه‌های ائتلاف نموده علیه ایران با محوریت جیش العدل شامل گروه‌های ذیل می شوند: 

۱- بلوچ لبریشن آرمی (BLA)

۲- بلوچ لبریشن فرنټ (BLF)

۳- داعش خراسان (ISKP)

۴- بلوچ ریپبلکن آرمی (BRA)

۵- بلوچ ریپبلکن ګارډز (BRG)

۶- بلوچ ریپبلکن فرنټ (BRF)

۷- یونایټډ بلوچ آرمي (UBA)

۸- لشکر اسلام (LeI)

۹- سندھو دیش رېولوشنري آرمي (SRA)

۱۰- حزب ترکستان شرقی ( TIP ) 

این گروه‌ها با وجود تفاوت‌های ایدئولوژیک و اهداف سیاسی خود، در چارچوب روایتی مشترک از جهاد با یکدیگر با محوریت جیش العدل ائتلاف نموده اند و سعی دارند ولایت سیستان و بلوچستان ایران را به یکی از کانون‌های بحران برای تهران مبدل کنند. 

الگوی مد نظر شان نیز وضعیت امنیتی در خیبر پختونخوا و بلوچستان پاکستان است، بدین معنا که با گسترش ناامنی، تشدید تنش‌های محلی و بهره‌برداری از شکاف‌های اجتماعی یک بحران فرسایشی را در شرق ایران ایجاد کنند.

بعید به نظر می‌رسد که نهاد‌های امنیتی ایران و بخش رصد تحولات افغانستان آن، از این مسائل آگاهی نداشته باشند، اما احتمالاً دو مسئله باعث گردیده تا به این مسئله در سطح کلان واکنش نشان ندهند. 

۱- تمرکز روی جنگ خلیج فارس و آمادگی برای تقابل مجدد مستقیم نظامی در برابر امریکا و اسرائیل و جلوگیری از گشودن یک جبهه جدید جنگ در مرز های شرقی. 

۲- وجود و تعقیب منافع کلان اقتصادی در شراکت با چین در شمال افغانستان که مشخصاً شامل معادن و کریدورهای اقتصادی می‌شود و در کنار آن حفظ روابط با بخشی از طالبان همسو. 

به هر حال، نتیجه سخن آنکه در ماه‌های آینده ولایت سیستان و بلوچستان ایران وضعیتی مشابه دو ایالت پاکستان خواهد داشت.

بازنشر
پیمایش به بالا